اون همه این کارها رو انجام داد و بابام بعدش قبول نکرد جور

اون همه این کارها رو انجام داد و بابام بعدش قبول نکرد جوری که انگار همه ماها رو گول زد و بازیمون داد.
هم اون و هم من خیلی همو دوس داشتیم حتی کل خاندان به وصلت ما راضی بودن.
من و محمد خیلی عصبانی شدیم و...
دیدگاه ها (۰)

به محمد گفتم که باید تلافی کنم این کار بابامو اما اون گفت که...

ولی بعدش فهمیدن که خبری نیست البته اینطوری فکر میکردن در حال...

وقتی که عروسی تموم شد فکر کردم همه چیز هم تموم شده اما مثل ا...

وقتی ازش میپرسی چطوری آشنا شدید و سناریو میسازه!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط