چشمای بستۀ تو رو با بوسه بازش میکنم

چشمای بستۀ تو رو با بوسه بازش میکنم
قلب شکستۀ تو رو خودم نوازش میکنم
نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم به هر چی میخوای میرسی
خودم بغل میگرمت پر میشم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که میمیرم از نبودنت
خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمارم
جای تو گریه میکنم جای تو غصه میخورم
هر چی که دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن
دلخوشیات مال خودت ، درد دلات برای من
من واسۀ داشتن تو ، قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم
دیدگاه ها (۱)

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟بغض کردم که ببینی و بمانی...

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟لا به لای غزلم درد مرا ...م...

دلم برای یه نفر تنگ شده .........دلم برای تو...آیا دل تو هم ...

هشدار اسمات ℋℯ𝒾𝓇 ℴ𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃ℯ𝓈𝓈.Part :⁵به قصر مخفیه ته و یونگی ...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۱از زبان سونیکدرحالی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط