:

:
ای سایه‌ی سنبلت سمن پرورده 
یاقوت لبت در عدن پرورده 

همچون لب خود مدام جان می‌پرور
زان راح که روحیست به تن پرورده
دیدگاه ها (۳)

زنزمانی که مردی را عاشقانه دوست بدارددروغ هایش را میفهمداما ...

جمعه سرد است ولی یاد تو تنها کاریستکه به سرمای غروبش ضربان م...

.بسازید رهی را که کنونتا ابد سوی صداقت برودو بکارید به هرخان...

عمر که بی عٖشق رفت هیچ حسابش مگیرآب حیات است عشق در دل و جان...

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

@mobina.oneتوی خیالم ، گاهی میشم اون شعری که زیر لب زمزمه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط