شب

شب
و این درِ گشوده
و روشنایی ماهِ خندان
محبوبم گفت:
من امشب،
در رویاها،
خواهم آمد!
دیدگاه ها (۱)

چشم‌هایتزیبا و غمین اندچشم‌هایت پیاده‌روی باران‌خورده‌ی وداع...

بیا که چشم هایتآغوش ترین صبح دیدارند ...دیگر ندیدمت !نه در ب...

از دور به سوی ساحلم می آییتا هلهله ی چای هلم می آییدر میزنی ...

عشق قابل پیش‌بینی نیستگاهی دلت را آدمی با خود می‌برد کهاصلا ...

💠 فصل دوم «روشنایی شب» با حضور رویا نونهالیرویا نونهالی، باز...

تو بمان ببين كه شب ها برايت لالايى خواهم خواند ..تو بمان،ببي...

الهی! در این شبِ اولِ ربیع‌الاول، شبِ آغازِ ماهِ شادیِ اهل‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط