ستاکرمن
ستاکر_من
پارت_۱۱
بعد از اینکه تهیونگ این رو گفت تماس قطع شد......
و بعد از اینکه تماس قطع شد دویاره تلفن تهیونگ زنگ خورد......
جیمین بود: سلام چطوری ته..
تهیونگ: اممم سلام جیمین خوبم.... تو چطوری..
جیمین: زنگ زدم که با هوسوک و جونگکوک و یونگی ـ... میریم بار میای؟
تهیونگ: جونگکوک؟
جیمین: اره... من نمیدونم بین شماها چه اتفاقی افتاده ولی امشب بیا خوش میگذره....
تهیونگ داشت به این فکر میکرد که اگه بره میتونه ذهنش رو از اون استاکر منحرف کنه.... و بفهمه استاکرش جونگکوکـه؟
تهیونگ: باشه میامممممــــ......
جیمین: همون بار همیشه گی ساعت ۸ منتظرم......
🎆............
راس ساعت ۸تهیونگ وارد بار شد و رفت به سمت میزی که جیمین و یونگی و جونگکوک اونجا بودند...
بعد از اینکه به میز رسید رفت کنار جیمین نشست و نفر سمت راستیش هم جونگکوک بود....
جونگکوک رفت سمت بار من و ۵ شات سوجو گرفت و چند شات هم مشروب..... و جونگکوک دوباره کنار تهیونگ نشست..
همه به همرا تهیونگ شات مشروب رو بالا اوردن و به هم زدن و سر کشیدن......
هوسوک: وایی کوک تازه فهمیدم ی هکری خیلی نامردی که من دوستت صمیمیتم نمیدونستمم
ــ
یونگی: کوکـ واقعا؟ هکری؟
کوک: اره.... 😏😮💨
اما تهیونگ تو فکر فرو رفتت... یعنی کوک هکره... این ی مدرک محکم برای استاکر بودنشهه.....
که یهو ی پیام براش....... از (استاکر عوضی): کجایی تهیونگ؟
تهیونگ سریع تایپ کرد
تهیونگ: کجا میتونم باشم خونه ام....
_مطمئنی... ولی من ی چیز دیگه میبینمم...خیابان سول.. کوچه دان هو پلاک ۲۶ بار بارئو
+بیبخشید.. ببخشید..
دیگه پیامی نیومد و سین نزد....
تهیونگ میترسید که بلای بدی دوباره استاکر سرش بیاره.....
هوسوک:: ته ته حالت خوبه؟؟
تهیونگ: اره اره خوبم چیزی نیست
جیمین ۵تا شات دیگه اوردددـ
و همه دوباره لیوان هاشونو بهم زدن و سر کشیدن....
ببخشید کم شد پارت بعدی اسماته طفا بی جنبه بازی در نیاریدد... خوشگلاا🎀
الان براتو پارت بعد رو اپلود میکنممم😛🎀🎀
پارت_۱۱
بعد از اینکه تهیونگ این رو گفت تماس قطع شد......
و بعد از اینکه تماس قطع شد دویاره تلفن تهیونگ زنگ خورد......
جیمین بود: سلام چطوری ته..
تهیونگ: اممم سلام جیمین خوبم.... تو چطوری..
جیمین: زنگ زدم که با هوسوک و جونگکوک و یونگی ـ... میریم بار میای؟
تهیونگ: جونگکوک؟
جیمین: اره... من نمیدونم بین شماها چه اتفاقی افتاده ولی امشب بیا خوش میگذره....
تهیونگ داشت به این فکر میکرد که اگه بره میتونه ذهنش رو از اون استاکر منحرف کنه.... و بفهمه استاکرش جونگکوکـه؟
تهیونگ: باشه میامممممــــ......
جیمین: همون بار همیشه گی ساعت ۸ منتظرم......
🎆............
راس ساعت ۸تهیونگ وارد بار شد و رفت به سمت میزی که جیمین و یونگی و جونگکوک اونجا بودند...
بعد از اینکه به میز رسید رفت کنار جیمین نشست و نفر سمت راستیش هم جونگکوک بود....
جونگکوک رفت سمت بار من و ۵ شات سوجو گرفت و چند شات هم مشروب..... و جونگکوک دوباره کنار تهیونگ نشست..
همه به همرا تهیونگ شات مشروب رو بالا اوردن و به هم زدن و سر کشیدن......
هوسوک: وایی کوک تازه فهمیدم ی هکری خیلی نامردی که من دوستت صمیمیتم نمیدونستمم
ــ
یونگی: کوکـ واقعا؟ هکری؟
کوک: اره.... 😏😮💨
اما تهیونگ تو فکر فرو رفتت... یعنی کوک هکره... این ی مدرک محکم برای استاکر بودنشهه.....
که یهو ی پیام براش....... از (استاکر عوضی): کجایی تهیونگ؟
تهیونگ سریع تایپ کرد
تهیونگ: کجا میتونم باشم خونه ام....
_مطمئنی... ولی من ی چیز دیگه میبینمم...خیابان سول.. کوچه دان هو پلاک ۲۶ بار بارئو
+بیبخشید.. ببخشید..
دیگه پیامی نیومد و سین نزد....
تهیونگ میترسید که بلای بدی دوباره استاکر سرش بیاره.....
هوسوک:: ته ته حالت خوبه؟؟
تهیونگ: اره اره خوبم چیزی نیست
جیمین ۵تا شات دیگه اوردددـ
و همه دوباره لیوان هاشونو بهم زدن و سر کشیدن....
ببخشید کم شد پارت بعدی اسماته طفا بی جنبه بازی در نیاریدد... خوشگلاا🎀
الان براتو پارت بعد رو اپلود میکنممم😛🎀🎀
- ۲.۵k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط