به حرمت نام مادر

(به حرمت نام مادر)
یه روز به دنیا اومدیم، چشم‌هامونو باز کردیم و اولین تصویری که دیدیم، چهره‌ی زنی بود که از همون لحظه، تموم زندگیشو گذاشت پای (ما)
اون قد کشید، ما قد کشیدیم.
اون خم شد، ما ایستادیم.
اون چروک شد، ما زیبا شدیم.
همین‌طوری ساده، همین‌قدر دردناک.
مادر یعنی:دستایی که خسته‌ان، ولی هنوز نگران فردای ما هستن.
چشمایی که قرمز می‌شن، ولی باز می‌خندن تا اشک‌هاشونو نبینیم.
لب‌هایی که شاید از درد چیزی نگن، ولی با یه دعای کوچیک، کوه رو جا‌به‌جا می‌کنن.
ما امروز وایساده‌ایم، چون یه روز یه مادر، بی‌صدا نشست، اشک ریخت، جنگید، صبر کرد، تا ما بخندیم.
به اون چروکای پیشونیش نگاه کن...
هر کدومش یه سال نذر و دعا و بی‌خوابیه.
هر چین روی دستش یعنی یه وعده نون نخورده، یه آرزوی نصفه.
و اینجا می‌رسیم به (مادرهای آینده‌...)
به زن‌هایی که شاید هنوز صدای لالایی از دهنشون درنیومده،اما توی نگاهشون مادر بودن برق می‌زنه.
شما ادامه‌ی داستان عشقین؛ همون عشقی که قرن‌هاست دنیا رو نگه داشته.
یه روز شما هم بیدار می‌مونی کنارش،
یه روز شما هم می‌فهمین معنای(خستگی قشنگ) یعنی چی.
پس امروز، بی‌بهونه، بی‌انتظار،
مادرتو ببوس... 🥺😘
کمرش رو خم نکن فقط به خاطر یه (دوستت دارم) که نگفتی.
پرستشش کن همون‌طور که خدا گفت:
(بهشت زیر پای مادران است.)
بهشت همون لحظه‌ایه که سر مادرتو می‌ذاری روی شونه‌ت و می‌گی:
(بمون کنارم، حتی اگه پیر شدی، حتی اگه دنیا پیر شد...)
برای تمام مادرها و مادران آینده:روزتون مبارک.🫂🥹
شما دلیل نفس کشیدن عشقید و ما، تا ابد، مدیون شما، عاشق شما و شاگرد مهربونی‌تونیم.🥰

منتظرم نظرات قشنگتونو ببینم🌹
Writer:me...
دیدگاه ها (۲۷)

ایران من، افسانه‌ای زنده میان خاک و خورشید❤️‍🔥ایران... همون...

(زخم‌های ناگشوده) حالا که مرا نداری، چه کسی پرده‌های غبارگرف...

من از شب‌ها نمی‌ترسم... از سکوت سنگین بعد از رفتن آدم‌ها، ...

این روزها انگار همه قوی ان ولی از درون پوسیدن.. همه می‌خندن...

قبلانم گفتمقاطی کردن ورزش مردو زن , یه Master Plan صهیونیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط