p8

p8
ویو سانا:داشتم میخندیدم که یهو صدای پای مامان رو شنیدم

لونا:به به پدر دختری خلوت کردید
داشتید غیبت منو میکردید؟؟؟

سانا:*رفت پشت لونا
مامانی بابام داد رو من
*از پشت ادا در اورد برا جیمین

لونا:پارک جیمین فرشته منو برا چی اذیت کردی؟؟؟

سانا:خودشم مامانی منم زیر دلم درد میکرد*لوس

لونا:*بالشت رو برداشت
اقای پارک زود بگو ببخشید

جیمین:چی؟؟تا همین دو ساعت پیش عزیزم بودم که الان شدم اقای پارک؟؟🙁

لونا:*با بالشت ضربه ارومی زد بهش
زود باش بگو ببخشید

جیمین:*به سانا نگاه کرد
سانا ما که اشتی کردیمممم

سانا:نه مامانی دروغ میگه ها به زور میگف باید درس بخونی

جیمین:عزیزم داره دروغ میگه*خنده

لونا:عزیزم؟؟؟بنده خانم کیم لونا هستم نه عزیز شما
پرنسس منو اذیت کردی عزیزم میگی به من؟؟

جیمین:اخه...

لونا:من نمیدونم باید از دل بچم در بیاری
*از اتاق رفت بیرون

سانا:با صورت شیطون رفت پیش جیمین نشست
سلام بابایی🤣

جیمین:😒🗿
ای درد ما که باهم اشتی کرده بودیم

سانا:من نمیدونم مامانم گف باید از دلم در بیاری و گرنه مامانی هم اشتی نمیکنه

جیمین:یعنی چی همین یه ربع پیش داشتی میخندیدی شیطونی نکن

سانا:شیطونیم به بابام رفته

جیمین:من مثل تو نبودم مردم رو اذیت نمیکردم

سانا:ولی مامان گف خیلی شیطونی

جیمین:مامان از یه لحاظ دیگه گف*زیر لب

سانا:چیزی گفتی؟؟نشنیدم

جیمین:نه هیچی
ببیم الان شب من نمیتونم کنارش بخوابم اخه

سانا:دیگه من نمیدونم

جیمین:چی میخوای؟؟؟

سانا:مسابقه بذاریم😃

جیمین:چی؟.....

11 لایک
۴کامنت
دیدگاه ها (۲)

سناریو جونگکوک🤗

تو نگاهش فحش خاصی بود😂✌

P3جونگکوک:سوک یون میخوای با هم بریم پارک؟؟سوک یون:کدوم پارک؟...

P2یونا:خب بسه بیاید بریم صبحونه*خندهجونگکوک و سوک یون رفتن ر...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟧از زبان ا/ت : با صدای یک خانومی از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط