پرسیدم از پدرم زِ اصل و نَـسَـب ، فخر کرد و گفت ؛

پرسیدم از پدرم زِ اصل و نَـسَـب ، فخر کرد و گفت ؛
اجـداد تـو ، تـمام غـلامـان حیدرند ...
دیدگاه ها (۸)

ﯾﺎ ﻫﺎﺩﯼ ﺍﻟﻨﻘﯽ ‏(ﻉ ‏)ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺸﻤﻮﻝِ ﻋﻨﺎﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﻢﻣﺎ ﺑﻪ ...

توفقط دست به زانونزن وگریه نکن/گیرم ای شاه کسی نیست خودم نوک...

دوست دارم از غمت سر به بیابان بزنمآن بیابان که مسیرش از نجف ...

کربلا.....چنان دل بسته ام کردی که با چشم خودم دیدمخودم میرفت...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

پارت¹⁰ •رز غمگین•تهیونگ: آخخخ کمرم شکست کدوم خری گفت بریم مس...

ادامه پارت قبل👍😃آنیا لبخند زد؛ کوچک، اما کاملاً مطمئن."از تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط