Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to be. But by fighting against fate, we can change such a destiny.
⟩⟩ Beyond Fate....
part..¹¹

ضربه سوم.»
این بار حتی گوینده‌ی ضربه هم آهسته‌تر گفته بود.
سلین بی‌حرکت ماند.
نه از ترس—از شوک.
آینا شمشیرش را پایین آورد.
گفتم که. روز اولمه، نمی‌خواستم زیادی خشن به نظر بیام.»
سلین چند ثانیه فقط نگاهش کرد.
بعد خیلی آرام گفت:
تو واقعاً عجیبی.»
آینا خندید.
ممنون. اینم به عنوان تعریف قبول می‌کنم.»
بعد از مبارزه
هنرجوها دورشان جمع شدند.
بعضی‌ها هیجان‌زده، بعضی‌ها ناباور، بعضی‌ها با آن نگاه خاصی که از همان روز اول بین احترام و حسادت گیر می‌کند.
استاد میرن جلو آمد.
این بار در نگاهش فقط تعجب نبود—هشدار هم بود.
قدرتت خامه.»
آینا چشمک زد.
ولی قشنگه.»
قشنگ بودن کافی نیست.»
صدای میرن محکم شد.
اگر کنترلش نکنی، همین چیزی که امروز باعث تحسین همه شد، فردا می‌تونه برات دردسر بشه.»
برای لحظه‌ای، لبخند آینا کم‌رنگ شد.
اما فقط برای لحظه‌ای.
پس کنترلش می‌کنم.»
یکی از استادهای مرد که موهای کوتاه خاکستری داشت، نزدیک شد و با لبخند نیمه‌پنهانی گفت:
این لحن دقیقاً مال لیاراست. وقتی بهش می‌گفتیم فلان تکنیک خطرناکه، می‌گفت: پس بهتره من اولین کسی باشم که درست یادش می‌گیره.»
آینا سرش را بالا گرفت.

غرور کوچکی در سینه‌اش روشن شد.

اینم پارتی که قولش رو دادم🙃
دیدگاه ها (۳)

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط