هوای آمدنت دیشبم به سر

- هوای آمدنت دیشبم به سر
میزد ، نیامدی ك ببینی
دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو نقشی به چشم‌تر
میزد ، شراب لعل تو می‌دیدم
و دلم می‌خواست ، هزار وسوسه‌ام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید ك کامی از آن دهان
می‌جُست ،
زهی خیال ك دستی در آن
کمر میزد ، دریچه‌ای به تماشای باغ
وا میشد . دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و می‌دیدم
ك پشت پردۀ اشکم سپیده سر می‌زد . .
دیدگاه ها (۰)

باید از همان دور دوست‌ دارت می‌ماندم؛از نزدیک ناامید‌کننده ب...

- تو همانی که دلم لک زده لبخندش را ؛ او که هرگز نتوان یافت ،...

می‌شود مثل دوتا کوه بهم تکیه کنند؟موج موهای من و شانه‌ی مردا...

قـایقِ قسـمـت اگـر دور ڪند از تــو مـرارود را سمتِ تو ،برعکس...

ׅ ֹ ៸៸     ׅ ֹ ៸៸     ׅ ֹ ៸៸     ׅ ֹ ៸៸  ★   ׅ ֹ ៸ׅ ֹ ៸៸    ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط