پنجره را باز کردم

پنجره را باز کردم
تنها از دل تنگی هایم به آسمان گفتم
نمیدانم چرا ابری شد ...
دیدگاه ها (۱)

خواستم فرض کنم،دوستم داریباورم شد . . .

بنشینم و صبر پیش گیرمدنباله ی کار خویش گیرم .

هیچ‌کس نمی‌داند تنها فرمول خوشحالی این است:قدر داشته‌هایت را...

وقتی خدا می خواست تو را بسازد،چه حال خوشی داشت،چه حوصله ای!ا...

و ناگهان چشم هایم را باز کردم و دیدم تمام من، در او خلاصه می...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

ســـلام😊✋میگن پنجره دل آدمهای مهربونرو بخـدا باز میشهاز اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط