پیر که بِشَم

پیر که بِشَم
بَچه هام، نَوه هام
ازم میپُرسَن:
عاشِق شُدے تاحالا؟
آخ که این سوال
چِقَد میتونه
سَردَم کُنه ،
داغَم کُنه
مُرور میکُنَم خاطِره هامو با تو
یادَم میاد قدم زدنامون و
حرفامون،
خَنده هامون..
یه قطره اشک
سُر میخوره از روے گونَم!
چے بایَد جواب بِدَم؟
بِگَم آره؟
بَعد بِگم چےشُد؟
سوالِ دومِشون و میپُرسَن:
وااا چے شُد؟
آره یا نه؟
یه نَفس عمیق میکشم،
آخ که چقدر دِلم بَرایَت تنگ میشود!
جواب میدم:
- نه عزیزم ،
عاشقے خوب نیست ،
میسوزونَتِت ،
نابودِت میکُنه..
دیدگاه ها (۵)

راه کہ میـروے ، عقب مےمــانمنہ بـراے اینکہ نخواهـم بـا تــو ...

میــــــــــدونے چیہ؟؟؟من کہ نمیگــــــــــم اذیتت نمیڪنم.نم...

دلــــــــــم گرفت از دلـــــے ڪہ دلدارش دل بـــــہ دیگرے سپ...

حالـــــم گرفته ازاین "دنیایے "کـــــه "آدم هایـــــش" همچــ...

کوک: زبون درازی نکن لیا: کوک بس کن نمی‌دیدی چی داشت میگفت بع...

عشق در تاریکی پارت: ۱۱ یک روز از اون ماجرا گذشته بود و من فک...

#پسرکوچولوی‌کیم‌تهیونگ پارت ۶صبح از خواب بیدار شدم و رفتم دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط