بعد از مدت ها دیدمش دستامو گرفت و گفت
بعد از مدت ها دیدمش دستامو گرفت و گفت
چقدر دستات تغییر کردن خودمو کنترل کردم و
فقط لبخندی زدم تو دلم گریه کردم و دم گوشش
گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر نکرده
دستات به دستای اون عادت کرده…
چقدر دستات تغییر کردن خودمو کنترل کردم و
فقط لبخندی زدم تو دلم گریه کردم و دم گوشش
گفتم: بی معرفت! دستای من تغییر نکرده
دستات به دستای اون عادت کرده…
- ۲.۰k
- ۰۵ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط