کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر

کودکی گل فروش با صدای عاجزانه التماسم کرد گل بخر
گفتم: برای کی؟
گفت: برای هدیه دادن به عشقت!
گفتم: اگر عشقم به عشقش هدیه داد چی؟!
لحظه ای سکوت کرد و گفت: پول نداری گوه فلسفی نخور
دیدگاه ها (۳)

⛔اسلام شبی به نام یلدا ندارد ....این شبها از یلدا می گویند ...

پیش از اینکه به دنبال زن خوب بگردی خودت ...

سناریو قهوه با بوی شکلات

سورا و رین

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

پارت ۱۰ 🖤بعد از رفتن جونگ‌کوک، جینا کنارم نشست و با شیطنت گف...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️تمام پنجره‌هایش یکی‌یکی روشن می‌شدند.و سپس...

ادامه پارت 17

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

🔻پاسخ احساسی سردار سید مجید موسوی به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی 🔹پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط