بعداز مدت ها دیدمش!! دستامو گرفت وگفت:چقدر دستات تغیر کرد

بعداز مدت ها دیدمش!! دستامو گرفت وگفت:چقدر دستات تغیر کردن...خودم وکنترل کردم وفقط لبخندی زدم...تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:بی معرفت! دستای من تغیر نکرده...دستات به دستای اون عادت کرده..
دیدگاه ها (۱)

به بعضیا باس گفت:گفتی دوست دارم...من عطسم گرفت...ببخش..من به...

دنیای عجیبی شده است...برای دروغ هایمان،خدا را قسم میخوریم، و...

سکوت گورستان رامیشنوی؟؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد...میرسد ...

زیاد تحویلش بگیری...عاشق بی محلی های دیگران میشود...میدونی چ...

شاهزاده دوست داشتنی من

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 83・⁠]⁠ᕗو قلبش شکسته داشت داغ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 34・⁠]⁠ᕗ  روز سوم دیگه واقعا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط