رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۸۷

دیانا: ارسلان من کجا اذیت میکنم من آزارم به یه مورچه هم نمیرسه

ارسلان: به اون که ولی به من میرسه

دیانا: ارسلان دوست نداری

ارسلان: من غلط کنم دوست نداشته باشم به خاطر خودت میگم

دیانا: خوب منم دلم میخواد

ارسلان: آخه فسقلی اون کسی که باید دلش بخواد و میخواد منم نه تو فکر کن یه آدم خوشگل جذاب خوش هیکل آخه بگو من چیکار کنم که دلم برای این آدم نره

دیانا: ریز خندیدم و گفتم قربون اون دلت برم
دیدگاه ها (۱)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۸ارسلان: حالا خانم خوشگله اگر نم...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۹ارسلان: جانم بگو دیانا: ارسلان ...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۶دیانا: نشستم رو پاش و دستم و کر...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۸۵ارسلان: کلید ک انداختم تو در در...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆 عشقی بی زباننمیدونم از کجا شروع کنم اما گاهی...

بچه ها واقعا دلم گرفته......من توی اپارات با یکی خیلی زیاد ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط