تو حس و حال یک زن را نمیبینی
تو حس و حال یک زن را نمیبینی
میگویی دوست دارم و میشنوی من هم دوست دارم ولی نمیشنوی که در ذهنش میگوید اگر دوستم داری چرا فلان جا فلان کار را کردی
قرار را به هم میزنی...و میشنو ی عیببی ندارد عزیزم ولی لرزش بی تابانه ی صدایش را نمیشنوی
وقتی در میان صحبت هایت نام یک دوست همجنسش را میاوری میبینی ک با خونسردی و بی تفاوتی به حرفایت گوش میدهد
ولی لرزش و بی قراری دستهایش را نمیبینی
میگویی: شب بخیر عشقم و میشنوی: شبت بخیر عشقم
ولی افکار...
درگیری های...و غلت خوردن های پی در پی اورا نمیبینی....
میگویی دوست دارم و میشنوی من هم دوست دارم ولی نمیشنوی که در ذهنش میگوید اگر دوستم داری چرا فلان جا فلان کار را کردی
قرار را به هم میزنی...و میشنو ی عیببی ندارد عزیزم ولی لرزش بی تابانه ی صدایش را نمیشنوی
وقتی در میان صحبت هایت نام یک دوست همجنسش را میاوری میبینی ک با خونسردی و بی تفاوتی به حرفایت گوش میدهد
ولی لرزش و بی قراری دستهایش را نمیبینی
میگویی: شب بخیر عشقم و میشنوی: شبت بخیر عشقم
ولی افکار...
درگیری های...و غلت خوردن های پی در پی اورا نمیبینی....
- ۶۹۵
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط