قدم زدن کنار ساحل را تجربه میکنم

قدم زدن کنار ساحل را تجربه میکنم
میگذارم ماسه ها
در لای انگشتانم جشن بگیرند
به موج دریایی که مثل یک آهنگ،
گوش ماهی ها را نوازش میکند لبخند میزنم،
کلاه مترسکی را میدزدم،
میروم و برای خود نقش بازی میکنم
نقش زنی که بوسه هایش را،
هر شب قبل طلوع خورشید،
نذر خیال هایش میکند
دیگر زمانی به ترکیدن بغض هایم نمانده
اخرین لبخندم را که بزنم،
آرام ارام،
بر روی دسته امواجِ دریا،
خواهم خوابید ...

#مانی_دانته
دیدگاه ها (۱)

شاید یکی از اَشکال خفه ‌گیاین باشد کهیکبار به یک نفر بگویی:د...

مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده...خسته ام خسته تر از آن‌که...

نه راحت از فلک جویم،نه دولت از خدا خواهم!وگر پرسی،چه می‌خواه...

می ترسم از آن دخترکِشلوغ و پر هیاهو...زنی تنها و شکستهبا سیگ...

این ساحلِ آرام، پناهِ جانِ من استبا هر نفس کشیدن، نامِ او بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط