گفت

گفت
فراموشم كن
من در هيچ خيابانی با #تُ قدم نزدم
زبانم بند آمد كه بگويم
قدم نزدم
ولي در تمامِ كوچه های اين شهر
به #تُ فكر كردم...
دیدگاه ها (۱۸)

چه کرده ای تو با دلمکه از تو پیش دیگرانگلایه هم که می کنم شع...

از بس که خلقپشت نقاب ایستاده اندباور نمی کنندمن بی نقاب را....

اى ظريف ترين درد...كه بر سمت چپ سينه‌ام نشسته‌اى...اين چنين ...

یادت بماند:دوست داشتنبه جانِ آدم سنجاق می شود!آن را برایِ كس...

تمام خیابان های شهر را قدم زدم،هیچ خیابانی به خانه نمی رسید…...

🌱🍒در هیاهو و ازدحام اندیشه های تلخ وغم وُ حسرت نداشتنت قدم ب...

jeongin

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط