شدم افســون تو،،،

شدم افســون تو،،،
خواهے نخواهے

ز دل مجنـــون تو،،،
خواهے نخواهے

بلاے چشم بیمارت مراکرد
بلا گـــردون تو

خواهے نخواهے...
دیدگاه ها (۱)

تقصیر دلم بود که چشمان تو را خواستاین سر به هوا مثل خودم عاش...

بگو من طاقتش رو دارم

یادت هست…؟!روزی پرسیدی این جاده کجا میرود…؟!و من سکوت کردم…د...

پیشانیم که تب میکندشک ندارمکه عکسم را بوسیده ای.......!!!!

دل خوش باور من اسیر بخت بده پیر شدم ز روزگار این حال بدبخت م...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط