وقتی تو نیستی

وقتی تو نیستی

شادی کلام نامفهومی‌ست

و «دوستت می‌دارم» رازی‌ست
که در میان حنجره‌ام دق می‌کند

و من چگونه بی ‌تو نگیرد دل‌م
اینجا که ساعت و
آیینه و هوا
به تو معتادند..

#حسین_منزوی
#شعر
دیدگاه ها (۸)

سفیدمیپوشم،تا تظاهر کنم امیدوارمبه جهانی که هنوز میتواند تحم...

ای قامت تو سرو تر از حد تماشاتوصیف من از قامت تو بحر طویل اس...

مــــــــــــــــادر عصر احتمال بسر میبریمدر عصر شک و شایددر...

ناز  نشسته با طرب، چهره به چهره، لب به لبگوشه ی چشم مست تو، ...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

عشق در دنده آخرپارت : ۳۸ شب، مه غلیظی جاده کوهستانی خارج از ...

سادیسم دارم...😈بخونین و حرص بخورین😈*****پارت ۱۵: بیداری در س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط