آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس

آن‌چنان سوختم از آتش هجران که مپرس!


-شهریار • ~ نجوا
دیدگاه ها (۰)

وقتی شلوارتو خونه مادربزرگت جا میذاری

این خیلی خوب بود🤣🤣

به‌ بهانه‌چهارشنبه سوری این بیت شهریار رو بفرست واسش:دیدم به...

حواس شهر پرت برف و باران است حواس من آغشته به عطر تو ...

آن چِنان مِهر توام در دل و جان جای گرفتکه اگر سر برود، از دل...

ای آتش سودای تو دود از جهان انگیختهصد سیل خونین عشق تو از چش...

#خطبه_خوانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط