رفته‌ای
یا آمده‌ای
نمی دانم!
صدای قدم هایت
تشویش به جانم می‌اندازد

#علیرضا_اسفندیاری


#خاص
دیدگاه ها (۲)

‌دلتنگی یعنیایستادن کنار پنجرهزل زدن به کوچه‌ای خالیو فکر کر...

قهوه می ریزم برایت نیستی آنسویِ میزهِی شکر می ریزم و تلخ است...

دیدن لبخند آنهایی که رنج می کشند، از دیدن اشک آنها دردناکتر ...

‍ ‍دوستت می‌دارم و بیهوده پنهان میکنمخلق میدانند و من انکار ...

خسته ام از خود گریزانم.... نمی دانم چرا!.......3

می دانم که می آیی در شبی که بارن می باردو در سکوت شب تمام شه...

🌱🍒همیشه تنهایی صدای ترانه ایست که نمی دانم دوستم دارد یا دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط