بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
: داستان های واقعی/ تا چادرت را سر نکنی، غذا نمی خورد!
آمده بود مهمانی، سر سفره هم نشسته بود، اما دست به غذا نمی زد. زن دایی پرسید: «محمد علی! مگه گرسنه نیستی؟»
همان طور که سرش پایین بود جواب داد: «می تونم یه خواهشی از شما بکنم؟ میشه چادرتون رو سرتون کنید؟!»
آن روزها یازده دوازه سال بیشتر نداشت.
شهید محمد علی رجایی
@talkhand1
telegram.me/talkhand1
: داستان های واقعی/ تا چادرت را سر نکنی، غذا نمی خورد!
آمده بود مهمانی، سر سفره هم نشسته بود، اما دست به غذا نمی زد. زن دایی پرسید: «محمد علی! مگه گرسنه نیستی؟»
همان طور که سرش پایین بود جواب داد: «می تونم یه خواهشی از شما بکنم؟ میشه چادرتون رو سرتون کنید؟!»
آن روزها یازده دوازه سال بیشتر نداشت.
شهید محمد علی رجایی
@talkhand1
telegram.me/talkhand1
- ۱.۵k
- ۱۰ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط