وقتی تو نیستی

وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و "دوستت می دارم" رازی است
که در میان حنجره ام دق می کند

وقتی تو نیستی
من فکر می کنم تو
آن قدر مهربانی
که توپ های کوچک بازی،
گل های کاغذین گلدان ها،
تصویر های صامت دیوار،
و اجتماع شیشه ای فنجان ها،
حتی
از دوری تو رنج می برند...

و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟؟

اینجا که ساعت و
آیینه و
هوا،
به تو معتادند...
دیدگاه ها (۲)

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشدکه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نش...

چشمانت را ………براےِ زندگے مےخواهم !! اسمت را ………براےِ دلخوشے ...

غمِ تنهایی عذاب است به یادت چه کنم دلِ سر گشته یِ من ...

گر اجازت میدهی،یک لحظه حیرانت شوم موج لذت درنگاهت، محوی چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط