رامین شاهراه:

رامین شاهراه:
بیا ساقی می ما را بگردان
بدان می این قضاها را بگردان

قضا خواهی که از بالا بگردد
شراب پاک بالا را بگردان

زمینی خود که باشد با غبارش
زمین و چرخ و دریا را بگردان

نیندیشم دگر زین خورده سودا
بیا دریای سودا را بگردان

اگر من محرم ساغر نباشم
مرا لا گیر و الا را بگردان

اگر کژ رفت این دل‌ها ز مستی
دل بی‌دست و بی‌پا را بگردان

شرابی ده که اندر جا نگنجم
چو فرمودی مرا جا را بگردان

مولانا
دیدگاه ها (۲)

زمینی خود که باشد با غبارشزمین و چرخ و دریا را بگرداننیندیشم...

بیا ساقی می ما را بگردانبدان می این قضاها را بگردانقضا خواهی...

بیا ساقی می ما را بگردانبدان می این قضاها را بگردانقضا خواهی...

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیردز هر در می‌دهم پندش ولی...

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی گیردز هر در می دهم پندش ولی...

دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیردز هر در می‌دهم پندش ولی...

شب است و باغ گلستان خزان رؤیاخیزبیا که طعنه به شیراز میزند ت...

بیا که طعنه به شیراز میزند تبریزشب است و باغ گلستان خزان ریا...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط