دانشجوی هنر توی دانشگاه آمریکا بودی

دانشجوی هنر توی دانشگاه آمریکا بودی
بعد کلی سال جیمین بهت زنگ زد
(پنج سالی بود که با بچه ها آشنا شده بودی و جیمین خیلی باهات خوب بود از بقیه بچه ها خیلی خون گرم تر بود منم خیلی باهاش گرم گرفته بودم حالا بعد کلی سال بهم زنگ زده تقریبا ۲ سال هیچ کدوم از بچه ها بهم زنگ نزده بودن ولی جیمین الان بهم زنگ زده 🥺💜)
جیمین: سلام ا/ت خوبی دختر نیستی (با ذوق )
ا/ت، سلام خوبم تو خوبی ببخشید سرم شلوغ بود
جیمین ، هرچی سرت شلوغ نباید به بهترین دوستت زنگ بزنی
ا/ت، ببخشید جیمین قول میدم از این به بعد زود زنگ بزنم بهت
جیمین ، دیگه نیاز نیست زنگ بزنی چون برای آخر هفته برات بلیط هواپیما گرفتم به کره
ا/ت، چی واقعا باورم نمیشه ( با ذوق)
جیمین ، خوشحالم که خوشحالت کردم
ا/ت، مرسی جیمین شی
جیمین ، خواهش میکنم تو لیاقتت بیشتر از ایناست
ا/ت، مرسی جیمین نمیدونم چجوری باید ازت تشکر کنم
جیمین ، تو فقط بیا اینجا دیگه هیچی ازت نمیخوام
ا/ت، باشه پس میبینمت
جیمین ، مراقب خودت باش میبینمت
ا/ت، بای
جیمین ، بای
تلفن رو قطع کردی و رفتی با ذوق وسایلت رو جمع کردی آخر هفته امتحان داشتی دقیقا روز بعد رفتنت
پارت ۱
دیدگاه ها (۰)

مجبور بودی که روز بعد رسیدنت امتحان رو بدی و بعد بری هتل قبل...

تا از ماشین پیاده شدم سریع رفتم تو لابی هتل و اتاق رزرو کردم...

میکس جیهوپ و شوگا 🤤

فالو کنید بک میدم

سناریو چندپارتی جونگ کوک

دوپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط