می خواهم به اتفاقاتِ خوبِ نیفتاده ، اعتماد کنم

می خواهم به اتفاقاتِ خوبِ نیفتاده ، اعتماد کنم
و ایمان داشته باشم که یکی از همین روزها خواهند افتاد
درست لابلای مشغله هایی که از سر و کولِ روزمرگی هایم بالا می روند ،
در دلِ نگرانی هایی که حوالیِ باورهایِ من ، جا خوش کرده اند ،
و در اعماقِ خستگی هایِ مفرط و تکراری ام …
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد
و من دوباره شبیهِ کودکی ام ؛
لبخند خواهم زد …
دیدگاه ها (۰)

نفست شکفته بادا وترانه ات شنیدمگلِ آفتابگردان!نگهت خجسته باد...

نادر ابراهیمی در کتاب" یک عاشقانه آرام"می گوید:"قلب"مهمانخان...

وقتی چیزی در حال تمام شدن باشدعزیز می‌شود ...یک لحظه آفتاب د...

عاشقانه های شبنم

توضیحات از خون و خاکستر 🩸خلاصه از خون و خاکستر:داستان در سرز...

پروانه جان

سلام و ارادت به همه‌ی دوستان عزیز و همراهان همیشگی‌ام 🤍🌱به‌خ...

شاهزاده» فصل اول: دختر گمشده... در دل جنگلی سرسبز و دورافتاد...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

پروانه جان

.......//برده ی زیبا//.......

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط