بسم الله الرحمن الرحیم

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
۳) قلم، رازِ حضور
قلم، آنگاه که از ژرفای دلِ بیدار برمی‌خیزد، دیگر صرفِ نوشتن و حرکتِ الفاظ بر صفحه نیست، بلکه سرّی از حضور و نشانه‌ای از تجلّیِ حقیقت در جانِ نویسنده به شمار می‌آید. چه، هر نوشته‌ای را صورت و شکلی است، لکن هر صورتی حاملِ معنا نیست، و هر عبارتی کاشفِ حضور نمی‌گردد؛ بلکه آن قلمی شایستۀ حرمت و التفات است که از باطنی زنده، از وجدانی بیدار، و از روحی متصل به نورِ ادراک و صفا صادر شود.
انسان، بسیار می‌نویسد؛ اما همۀ نوشتن‌ها از یک سنخ و مرتبه نیست. چه بسا کلماتی که بر کاغذ جاری می‌شوند و جز اثرِ صناعت و عادت در آن‌ها نیست، و چه بسا عباراتی که اندک‌اند، اما از شدتِ صدق و حضور، در عمقِ جانِ مخاطب نفوذ می‌کنند و اثری مُسَجَّل، راسخ و ماندگار بر جای می‌نهند. فَلِذا قلم، اگر از دلِ خاموش برخیزد، تنها ابزارِ ثبتِ سخن است؛ اما اگر از دلِ بیدار برآید، آینۀ باطن و مَظهرِ حضورِ حقیقت می‌گردد.
رازِ حضورِ قلم، در آن است که نویسنده پیش از آنکه الفاظ را بیافریند، خویشتن را در محضرِ معنا حاضر یافته باشد. آن‌گاه کلمات، دیگر مصنوعاتِ صرف و ترکیباتِ بی‌روح نیستند، بلکه پرتوی از تجربهٔ درونی، شهودِ معنوی و انکشافِ حقیقت در ضمیرِ او می‌شوند. در چنین حالی، قلم نه از سرِ تکلّف، بلکه از مقتضای صدق می‌نویسد؛ نه برای پر کردنِ سطر، بلکه برای آشکار ساختنِ نوری که در جانِ صاحبِ قلم تابیده است.
قلمِ برخاسته از حضور، به ظاهر خاموش است، اما در باطن ناطق؛ به هیئتِ واژه‌ها محدود است، اما در حقیقت از مرزِ واژه‌ها مُتَجاوِز. زیرا حقیقتِ آنچه می‌نویسد، تنها در لفظ نمی‌گنجد، بلکه در حالِ نویسنده، در صفای باطنِ او، و در نسبتی که با حق و معنا یافته است، ظهور می‌کند. از همین روست که بعضی نوشته‌ها خوانده می‌شوند و فراموش می‌گردند، و بعضی دیگر، بی‌هیاهو و بی‌ادّعا، در دل‌ها مقام می‌گیرند و لامَحاله تا مدّت‌ها در ضمیرِ آدمی باقی می‌مانند.
بِالجُمله، قلم، چون از دلِ بیدار برخیزد، فقط وسیلۀ نوشتن نیست؛ بلکه علامتِ حضورِ حقیقت در جانِ نویسنده است؛ گواهی خاموش بر آنکه در درونِ او نوری هست، ادراکی هست، و نسبتی با معنا برقرار شده است. و هر جا این حضور صادقانه پدید آید، کلام نیز جان می‌گیرد، لفظ نیز حرمت می‌یابد، و نوشتن نیز از حدِّ صنعت، به مرتبۀ شهادت و اشارت ارتقا پیدا می‌کند.
✍️ به قلم: بهرام محمدی
🏛 دکترینِ ذبحِ نفس
🔗 @bmlimit
وَاللهُ وَلِیُّ التَّوفیق
دیدگاه ها (۰)

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم۱) به نامِ خدایی که دل‌های منت...

معنیِ «وَاللهُ وَلِیُّ التَّوفیق»این عبارتِ عربی، در نثرِ دی...

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم۲) میزان، بیداریِ دلمیزان، در ...

نَفَسِ دعا، وقتِ ایستادگی۱خدایا ایران را در پناهِ رحمتِ خویش...

بسم الحیّ القیّوم در هر سرزمین، روزی هست که مردمش از سایه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط