فریاد ز بی‌مهریت ای گل که در این باغ

فریاد ز بی‌مهریت ای گل که در این باغ
چون غنچه پاییز، شکفتن نتوانم
دیدگاه ها (۱)

ای چشم سخنگوی، تو بشنو ز نگاهمدارم سخنی با تو و گفتن نتوانم.

دور از تو، من سوخته در دامن شبهاچون شمع سحر، یک مژه خفتن نتو...

📷آورده گلش را به پناهِ حرمِ یار🔹ای ضامنِ آهو، تو از این غنچه...

«تمامِ دنیایِ او در باغِ گل‌های نقره‌ای خلاصه می‌شود. اما ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط