هـــی غریبـــــــه...

هـــی غریبـــــــه...

شب عروســـــی کت و شلوار سیاهش را به او بپوشان...

رنگ سیاه به مرد من خیلـــــی می آیـــــد...

بند کــــرواتش را خودت سفت کن...

این کار را دوســــت دارد...

وقتی دستــــانت را میگیرد...

خودت را در آغــــوش او بینداز...

با این کــــار احساس آرامش میکند...

زحمت تاج عــــروس را نکش...

سلیـــــقه اش را خوب میدانم،برایت گرفته است...

خلــــــاصه کنم غریــــــــبـــــــه...

جان تو و جـــان مــــــــرد من...
دیدگاه ها (۴)

آرامـــــــــــــش یعنی اینکه.. وقــتی باهاش قهری..مطمئن باش...

بایـدِ یواش بشینـے پشت سرش…یه ماسـآژ اساسـے بهش بدی…בر گوشش ...

اعتراف تلخی است؛ولی...
عشقم و آن غریبه ب هم می آیند....!!

ناراحت نشو اگه کسی یه نفر دیگه رو به تو ترجیح داد،چون تو نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط