هـــی غریبـــــــه...
هـــی غریبـــــــه...
شب عروســـــی کت و شلوار سیاهش را به او بپوشان...
رنگ سیاه به مرد من خیلـــــی می آیـــــد...
بند کــــرواتش را خودت سفت کن...
این کار را دوســــت دارد...
وقتی دستــــانت را میگیرد...
خودت را در آغــــوش او بینداز...
با این کــــار احساس آرامش میکند...
زحمت تاج عــــروس را نکش...
سلیـــــقه اش را خوب میدانم،برایت گرفته است...
خلــــــاصه کنم غریــــــــبـــــــه...
جان تو و جـــان مــــــــرد من...
شب عروســـــی کت و شلوار سیاهش را به او بپوشان...
رنگ سیاه به مرد من خیلـــــی می آیـــــد...
بند کــــرواتش را خودت سفت کن...
این کار را دوســــت دارد...
وقتی دستــــانت را میگیرد...
خودت را در آغــــوش او بینداز...
با این کــــار احساس آرامش میکند...
زحمت تاج عــــروس را نکش...
سلیـــــقه اش را خوب میدانم،برایت گرفته است...
خلــــــاصه کنم غریــــــــبـــــــه...
جان تو و جـــان مــــــــرد من...
- ۱.۳k
- ۱۹ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط