رفتنت…نبودنت...نامردیت…هیچکدام نه اذیتم کرد و نه برایم سو

رفتنت…نبودنت...نامردیت…هیچکدام نه اذیتم کرد و نه برایم سوال شد!!
فقط بغض خفه ام میکند.چگونه نگاهت کرد که مرا اینگونه تنهاگذاشتی….
دیدگاه ها (۱۶)

.خدایا خسته ام!از غریبــه بــودن بیــن ِ این آدمـ هااز بـے ک...

ﺑﺎﺭ ﺁﺧـــــــــــــــــﺮ ﺩَﺳﺖِ ﺁﺧَﺮ !ﻣَﻦ ﻭَﺭَﻕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩِﻟﻢ ﺑُ...

تورا من زهر شیرین خوانم ای عشقکه نامی خوشترازاینت ندانموگرهر...

زندگی فردا نيست،زندگی امروز است، زندگی قصه عشق است و اميد،صح...

عاشقانه های شبنم

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

قسمت ۶

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

`` قشنگ ترین اشتباه ``chaoter : ²part : ⁵_ «ا.ت؟»+ «بله؟»_ «...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁸وای خدای من.از جذا...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط