ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ

ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ
#boy in love
#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟿
باشه ولی از این کارت پشیمون میشی

هیچ راهی زیبا تر از فرار نیست
از در خارج شدم که زنی جوونی رو دیدم که گفت :
تو کیی
سری جواب دادم به توچه
بعد خارج شدم که نگهبانا منو دیدن و گرفتن منو

ویو یونا

این هر*ه کیه جونگ کوک آورده
بخیال رفتم پیش جونگ کوک
ویو جونگکوک
در اتاق دو باره زده شد

بیا تو

عه یونا تویی

یونا با عشوه گفت:
جونگکوکا این هر*ه کیه اوردی اینا خیلی رو مخمه (به ککککiرم‌)

جونگکوک یکم لحنش عوض شده گفت:
دوست دختره سوهویه‌

یونا با عشوه گفت:
جونگکوکا دوست دختر سوهو خونه تو چیکار میکنه
که جونگکوک داد زد:
یونا میشه خفه شی کار دارم

یونا الکی گریه کرد و رفت بیرون
ویو انیا

ای بابا بمیرین‌ نگهبانای کله موزی
+ببخشید میشه ولم کنید
نگهبان : نه
پامو زدم با شکمش که افتاد
سری از در عمارت خارج شدمو رفتم
نگهبان: وایستا دختریه پرو

ویو جونگکوک
خسته شدم چقدر زیاده تا کی باید بفهمم‌ کی پشت این قضیه است

به بیرون نگاه کردم دیدم نگهبانا دارن خارج میشن به الکس زنگ زدم (یکی از نگهباناش)

الکس: الو *نفس نفس
_معلوم هست چرا میرن بیرون *عصبی

الکس: ارباب دختره پرو فرار کرده داریم دنبالش میریم *نفس نفس

جونگکوک هوفی‌ از کافه ای کشید و گفت:
باشه صبر کنین خودم میام

از اتاقم بیرون آمدم که یونا گفت:
جونگکوکا کجا میری(قبرستون)

جونگکوک گفت:
الان میام

بعد سوار ماشینش شد تا نگهبانا رو دید
بعدم انیا رو که نگهبانا گرفته بودنش

دستش رو محکم کشید و سوار ماشین کرد

_بهت هشدار داده بودم *عصبی
+منم گفته بودم پشیمون میشی *داد

...
دیدگاه ها (۳)

حمایت، ؟https://wisgoon.com/jiminshii

حمایت؟https://wisgoon.com/asas.w

حمایت،؟https://wisgoon.com/aanii.a

حمایت؟https://wisgoon.com/bloody.rose9580

عشق دو طرفه پارت ۱۲

برادر ناتنی بد 🎀p¹²_هانا +چیه_هیچی میگم نمیای بریم بیرون؟..+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط