یه جا خیلی قشنگ نوشته بود
یه جا خیلی قشنگ نوشته بود:
من تورو مثل آخرين روز هفته، مثل پنج دقيقه خوابِ بيشتر، مثل یه صبحانهى دورهمى، مثل بوى سنگک داغ، دوست دارم. من تورو مثل یه فنجان چای گرم، مثل یه صندلى كنار شومينه، مثل يک كلبهى چوبى تو دل جنگل، دوست دارم. من تورو مثل خوابيدن زير نور ماه و ستارهها، مثل لبخند زدن به یه بچه، مثل قدم زدن زير بارون، دوست دارم. من تورو مثل یه مادر، مثل یه پدر، مثل یه خانواده دوستت دارم.
من انقدر
دوستت دارم که
همهء دردات
مالِ من💙🥰😍
دوستت دارم هانیه جان💙💙❤️🫂
@baroonii
من تورو مثل آخرين روز هفته، مثل پنج دقيقه خوابِ بيشتر، مثل یه صبحانهى دورهمى، مثل بوى سنگک داغ، دوست دارم. من تورو مثل یه فنجان چای گرم، مثل یه صندلى كنار شومينه، مثل يک كلبهى چوبى تو دل جنگل، دوست دارم. من تورو مثل خوابيدن زير نور ماه و ستارهها، مثل لبخند زدن به یه بچه، مثل قدم زدن زير بارون، دوست دارم. من تورو مثل یه مادر، مثل یه پدر، مثل یه خانواده دوستت دارم.
من انقدر
دوستت دارم که
همهء دردات
مالِ من💙🥰😍
دوستت دارم هانیه جان💙💙❤️🫂
@baroonii
- ۱۶.۲k
- ۰۲ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط