🐨 من یک سال و نیم چیزی نساختم یا ننوشتم. سعی کردم، اما نت
🐨 من یک سال و نیم چیزی نساختم یا ننوشتم. سعی کردم، اما نتونستم. این اولین باریه که اینقدره موسیقی نساختم. سعی میکنم موسیقی خوبی بسازم تا به شما نشون بدم که برگشتیم.
🐹: هیکلت بهتر شده! اگه باهات مبارزه کنم، منو شکست میدی، درسته؟
🐻: تو واقعاً میبازی
🐹: من هم همینطور فکر میکنم.
🐻: هیونگ، من به جاهای ترسناکی رفتم.
🐹: بیا دوست باشیم *با تهیونگ دست میده* بیا دوست باشیم *با نامجون دست میده*
🐹 هوبی نیومده؟
🐨 هوبی زودتر اومد و رفت. یه وقت دیگه اومد.
🐻 هوبی هیونگ پرسید چرا هنوز نیومدی.
🐹 الان اومدم غافلگیرت کنم.
🐻 (لبخند میزنه و دست تکون میده)
🐨 خداحافظ!
🐻: دلت میخواست غیر از موسیقی کار دیگه ای انجام بدی؟ مثل سفر؟ چون مدت زیادیه که به خارج از کشور نرفتیی.
🐨: من میخوام، من در طول تعطیلاتم به ژاپن رفتم.
🐨: من میخوام سفر کنم، اما فکر میکنم قبل از همه اینها برنامههای زیادی داریم.
💜: بلافاصله بعد از ترک کردن قصد دارین چه کاری انجام بدید؟
🐨: درست بعد از آن، ما قصد داریم محتوای خوب زیادی تولید کنیم.
🐻: در مورد من، من زیاد در مورد رویاهای همکارانم صحبت کردم.
🐻: من یک سال و نیم را با آنها گذروندم و این باعث شد که واقعاً از رویاهاشون حمایت کنم. با خودم فکر کردم، "آیا میتونم در کاری به آنها کمک کنم؟" بنابراین زیاد در مورد آن صحبت کردیم. و در ارتش، چشماتو که باز میکنی و آنها را فوراً میبینی، و قبل از اینکه به خواب بری آنها را میبینی. این یک تجربه جدید برای من بود.
🐻: وزن من اون موقع ۶۱ کیلوگرم بود، بعد تا ۸۰ کیلوگرم وزن اضافه کردم و دوباره وزنم رو کم کردم تا به ۶۶ کیلوگرم رسیدم.
🐹: هیکلت بهتر شده! اگه باهات مبارزه کنم، منو شکست میدی، درسته؟
🐻: تو واقعاً میبازی
🐹: من هم همینطور فکر میکنم.
🐻: هیونگ، من به جاهای ترسناکی رفتم.
🐹: بیا دوست باشیم *با تهیونگ دست میده* بیا دوست باشیم *با نامجون دست میده*
🐹 هوبی نیومده؟
🐨 هوبی زودتر اومد و رفت. یه وقت دیگه اومد.
🐻 هوبی هیونگ پرسید چرا هنوز نیومدی.
🐹 الان اومدم غافلگیرت کنم.
🐻 (لبخند میزنه و دست تکون میده)
🐨 خداحافظ!
🐻: دلت میخواست غیر از موسیقی کار دیگه ای انجام بدی؟ مثل سفر؟ چون مدت زیادیه که به خارج از کشور نرفتیی.
🐨: من میخوام، من در طول تعطیلاتم به ژاپن رفتم.
🐨: من میخوام سفر کنم، اما فکر میکنم قبل از همه اینها برنامههای زیادی داریم.
💜: بلافاصله بعد از ترک کردن قصد دارین چه کاری انجام بدید؟
🐨: درست بعد از آن، ما قصد داریم محتوای خوب زیادی تولید کنیم.
🐻: در مورد من، من زیاد در مورد رویاهای همکارانم صحبت کردم.
🐻: من یک سال و نیم را با آنها گذروندم و این باعث شد که واقعاً از رویاهاشون حمایت کنم. با خودم فکر کردم، "آیا میتونم در کاری به آنها کمک کنم؟" بنابراین زیاد در مورد آن صحبت کردیم. و در ارتش، چشماتو که باز میکنی و آنها را فوراً میبینی، و قبل از اینکه به خواب بری آنها را میبینی. این یک تجربه جدید برای من بود.
🐻: وزن من اون موقع ۶۱ کیلوگرم بود، بعد تا ۸۰ کیلوگرم وزن اضافه کردم و دوباره وزنم رو کم کردم تا به ۶۶ کیلوگرم رسیدم.
- ۱.۳k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط