شب شده بود رفتم بخوابم رو تخت که نامجون هم اومد پیشم گرف
شب شده بود رفتم بخوابم رو تخت که نامجون هم اومد پیشم گرفتمش بغل
نامجون: هوم مهربون شدی روز اول تو دانشگاه میخواستی بکشیم حالا مهربون شدی
ا.ت: اگر عصبانی بشم حتی نمیتونی باهام آشتی کنی من دختر لجبازی ام
نامجون: بوس شب بخیر به ددیت ندادی
ا.ت: (آروم بوسش کردم و خوابیدم)
نامجون ویو فردا صبح
بلند شدم ا.ت هنوز خواب بود دلم برای طعم لباش تنگ شده بود آروم بوسش کردم لبشو مک زدم
ا.ت: ددی
نامجون: بیدار شدی
ا.ت: آره صبح بخیر
نامجون: بیا بریم صبحانه بخوریم
ا.ت: گوشیم گوشیم گوشیمممممممممم (با داد)
نامجون: دسته منه
ا.ت: یا خدا گوشیمو بده اصن میدونی زهرا تا الان دق کرده که بهش زنگ نزدم ترو خدا گوشیمو بده
نامجون: باشه بابا بگیر اینم گوشیت
ا.ت: آخی خیالم راحت شد
نامجون: هوم مهربون شدی روز اول تو دانشگاه میخواستی بکشیم حالا مهربون شدی
ا.ت: اگر عصبانی بشم حتی نمیتونی باهام آشتی کنی من دختر لجبازی ام
نامجون: بوس شب بخیر به ددیت ندادی
ا.ت: (آروم بوسش کردم و خوابیدم)
نامجون ویو فردا صبح
بلند شدم ا.ت هنوز خواب بود دلم برای طعم لباش تنگ شده بود آروم بوسش کردم لبشو مک زدم
ا.ت: ددی
نامجون: بیدار شدی
ا.ت: آره صبح بخیر
نامجون: بیا بریم صبحانه بخوریم
ا.ت: گوشیم گوشیم گوشیمممممممممم (با داد)
نامجون: دسته منه
ا.ت: یا خدا گوشیمو بده اصن میدونی زهرا تا الان دق کرده که بهش زنگ نزدم ترو خدا گوشیمو بده
نامجون: باشه بابا بگیر اینم گوشیت
ا.ت: آخی خیالم راحت شد
- ۳.۹k
- ۲۵ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط