دوباره به کافه ای رفتیم

دوباره به کافه ای رفتیم،
نشستی و گفتی:
- من قهوه می خواهم، تو چه؟
گفتم: می شود من، تو را بخواهم!
دیدگاه ها (۸)

گاهیبند بند جسم ووجب به وجب روحت راحال بد مطلق، محکم در آغوش...

#طنز_شاد_خنده_دار😜😁

#ویدیوهای_آموزشی

#خلاقیت

😁😁😁😁😁😁گفتم: تو ش‍‍‍‍یرین منی، گفتی: تو فرهادی مگر؟گفتم: خراب...

رفیق اونیه که باهات گلوله بخورهقهوه خوردن تو کافه رو همه بلد...

گفتی امروز بلایِ دِگران خواهم شد!روزیِ من شود ای کاش بلای دگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط