گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه‌ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلبِ خون شده بشکست، میرود

اول اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود

هرچند مضحک‌است و پر از خنده‌های تلخ
بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

بیراهه‌ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده به بن بست می رود
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

خسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش پایانی)

دکترینِ بهرام محمدیتبیینِ حَدّ نقد، مهارِ هتاکی و صیانت از ح...

P : 29

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط