چه بسیارند... آری... چه بسیارند قطره هایی که به دامان تو
چه بسیارند... آری... چه بسیارند قطره هایی که به دامان تو آویخته اند برای رود شدن. چه رود ها که به تو پیوند زده اند برای دریا شدن. و چه دریاها که رویای آفتاب را حباب حباب در سر پرورده اند تا آسمانی شوند و به تو برسند، غافل از آنکه تو پیش از آنها پیششان بوده ای. در تنگنای سنگها و موج رود ها و بیکران دریاها. جای تو در آسمانها نیست. جای تو در زمین نیست. جای تو بر فراز کوه و میانه جنگل و عمق دریا هم نیست. جای تو در همه زیبایی هاست و من زیباتر از این دل عاشق جایی نیافته ام. آری جای تو در میان قلب من است. به کوچکی ام نگاه کن، قطره ام، مرا به رود برسان، و رود حقیرم را دریا کن تا آسمانی شدن را از زمین اجابتت آغاز کنم. ایمان دارم که اگر تو کنارم باشی نخواهم ترسید از این همه کوچکی خود. نمی لرزم از این همه بزرگی که در جهان پیرامون من قد کشیده است. غافلم مساز از آنکه تو با منی در تمام مسیر...
- ۵۶۸
- ۲۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط