تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتی
سکوت گریه هایم را شنیدی ، بی صدا رفتی


همیشه این سوال بی جواب آواره ام میکرد:
مرا لایق ندیدی؟ سیری از من؟ یا ...چرا رفتی؟


من و یادت همیشه باهمیم عاشق تر از دیروز
رفیق نیمه راه عشق ! بدون ما کجا رفتی ؟


عجب دنیای بی رحمی ! تو می رفتی ویک عاشق
تو را با گریه هایش بدرقه می کرد ، تا رفتی


مسیر کوچه های رفتنت بن بست تقدیر است
چرا از سرنوشت عاشقت ، نا آشنا رفتی ؟


محمد مهدی امیری
دیدگاه ها (۳)

مثل رنگ آمیزی گلهای وحشی در چمندامن گلدارتان زیباست با این پ...

گله دارم گله از نحسی اقبال خودممی دوم پشت سر مرگ به دنبال خ...

من از هجوم وحشی دیوار خسته‌اماز سرفه‌های چرکی سیگار خسته‌امد...

دل گمشدگان راه بر اين خانه گرفتنددادند نشان و دل ديوانه گرفت...

رمان 💚🩷شروع تازه 💚🩷یک شب بارانی و طوفانی: انیا تو ذهنش ( دیش...

رمان 💚🩷شروع تازه پارت 1💚🩷یک شب بارانی و طوفانی: انیا تو ذهنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط