غرور لعنتی

غرور لعنتی
همواره چوب لای چرخ زندگی‌هایمان انداخت...
گوش ندادیم به حرف کسی که دلسوزمان بود،
انجام ندادیم کاری را که می‌دانستیم باید،
پیام ندادیم به کسی که دل‌تنگمان بود،
نگاه نکردیم به کسی که برای دیدنش لحظه‌شماری می‌کردیم،
نرفتیم، نخواستیم، نپرسیدیم،
چرا؟
چون مثلا غرورمان خدشه‌دار می‌شد،
می‌رفت زیر سوال،
لگدمال می‌شد!
ولی اصل ماجرا چه بود؟
یک لج‌بازی کودکانه‌ی مضحک با دلمان که خیلی چیزها را از ما گرفت!

[امیررضا لطفی پناه]
دیدگاه ها (۱۴۸)

😌

زود نظرشون عوض میشه😐 😒

یک دروغ شیرین ، یک حقیقت تلخ:بابام بهم گفت:برو ببین خونه همس...

حتما بخون️فرض کنید به شما این امکان را میدهند که از بین این ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط