#پسران_بد_دبیرستان_ما

#پسران_بد_دبیرستان_ما
+راستی تو اینجا چیکار میکنی؟🤔😐
_خب راستش... بیخیال گم شده بودی؟
+اره تو راه رو بلدی؟؟
_اره 😏
+پس منم با خودت ببر
_ باشه
...
+نامجون
_بله
+نگفتی چطور از انجا سر درآوردی
_باشه میشه رو این کنده بشینیم یکم حرف بزنیم؟
+اره
_خب بزار برات از اول تعریف کنم
_خب من کیم نامجونم و عاشق یه دختر پرو و اعصبانی شدم و به خودم قول دادم نزارم هیجا تنها بره و نزارم کسی بهش دست بزنه نزارم چشاش اشکی بشه و...
+خب خب باشه ولی جواب من این نبود تو چرا دنبال من بودی ؟
_خب اون دختر که نمیخواستم تنها باشه و نمیخواستم که اشک تو چشماش بشینه تویی
+اها بزار از اول مرور کنیم من گیج شدم
+تو عاشق من شدی !!! درسته؟؟😶
_اره😏
(کنار ساحل)
نارین+
_
+هی میای بریم تو جنگل قدم بزنیم؟؟؟
_اره
+خب حالا نگفتی چرا بهت میگن جیهوپ ؟؟
_خب چون من امید توام امید همم😇
+اها فهمیدم
+چند ساله با اون پسرا دوستی؟؟
_نمیدونم خیلی وقته  🤔
+خب تابحال با چندتا دختر قرار گذاشتی؟
_خب راستش یکی😔
+اها میدونم بهم ربطی نداره ولی کی بوده؟😶
_تو🙃
+چی😖 جدی فقط من ؟؟
_ اره ☺
+اها باشه
....
(برگردیم به یاس)
یاس+
_
_خب کجا بریم ؟؟
+نمیدونم ولی دوس دارم راه برم ^_^
_باشه ☺
+خب اسمت رو نگفتی؟
_بکهیون بیون بکهیون
+...
دیدگاه ها (۶)

#داستان_کوتاهخب ادامه روزها می گذشت و دختر بزرگ میشد و به تن...

#داستان_کوتاهخب میخواین خریان اون دختر که تو مطب بود رو هم ب...

#داستان_کوتاهاین داستان کاملا واقعی هستش پس باور کنین روزی ر...

زیباست که هر لحظه تورا بینم که مرا بی شرط و شروط میخواهی زیب...

داستان زندگی منپارت:19+رسیدیم کره رفتم خونه تهیونگ هم اصلا خ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 15(ویو اتاق کوک و لونا) .......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط