اوسیمای هیروکارلاآرتبیوگرافی
اوسی/مای هیرو/کارلا/آرت/بیوگرافی
~~~~~~~~~~~~~~
سلام خوشگلای خاله کارلا
اومدم برای معرفی اوسی مای هیروم
~~~~~~~~~~~~~~
اسم:کارلا
فامیلی:هاگاری
سن:۱۶
کوسه:دلقک(توضیح:میتونه چکشش رو تو دستش ظاهر کنه(چکشش به هر سایزی در میاد) و چند تا کارت داره که قدرت های کوچیک مختلف توشه)
شیپ:دکو(ببخشید میدونم یه نفر زودتر از من شیپ اوسیش دکو بود ولی نخریدین شخصیت هارو)
خانواده:
مادر:کشته شده
پدر:کشته شده
خواهر:کشته شده
دوستان:تیکی(اوسی دوستم)،دکو،آشیدو
اخلاق:دختری پر جنب و جوش، برونگرا، ریسکی.
علاقه:دکو،آدامس،دیزی،بوکس،فایت،گورباح،انیمه.
تنفرات:همه برای یکی،کاچان،افسردگی.
تایپ:ENFP
زندگینامه:کارلا دختری ۸ ساله بود که به همراه خواهر ۱۰ سالش کارل، بعد از ازار و اذیت توسط مادر پدرشون، از خونه فرار کردن.
کارل و کارلا در کانکس زندگی میکردن و کارل با کار کردن تو جاهای مختلف، خرج کارلا و خودشو در میاورد.
اون دوتا خواهر بعد از مدتی، با یه پسری به نام میدوریا اشنا شدن و با میدوریا دوست شدن.
کارل متوجه حس بین میدوریا و کارلا شد پلی به روی خودش نیاورد.
روزی، کارلا و کارل و میدوریا داشتن تو پارک بازی میکردن که یهو اژیر خطر به صدا در اومد.
کارلا با ترس از کارل پرسید چیشده که ناگهان همه برای یکی پرید جلوی کارلا و کارل و میدوریا.
کارلا گریه میکرد و پشت کارل قایم شده بود
کارل با کوسه سپر، یه سپر جلوی خودشون درست کرد ولی همه برای یکی سپرو شکست و کارل رو گرفت.
همه برای یکی مشت محکمی به کارل زد و کارل بیهوش شد و همه برای یکی از فرست استفاده کرد و مشتشو کرد تو شکم کارل و از اونور در اومد.
کارلا با یه شک وحشتناک مواجه شد
میدوریا جلوی کارلا وایساده بود تا از مراقبت کنه که یهو قهرمانا رسیدن و ایزاوا، میدوریا و کارلا رو به یه جای امن برد.
بعد از اون روز کارلا با یه اختلال روانی مواجه شد که باعث شد به قتل علاقه پیدا کنه و تونست تو یک ماه ۲۰ بچه هم سن و سال خودشو بکشه.
و توی سن ۹ سالگی به بیمارستان روانی منتقلش کردن ولی توی ۱۱ سالگی بیرون اومد ولی بازم شروع کرد به کشتن انسان و توی یک سال ۱۰۰ نفر کشت و از سن ۱۲ سالگی تا ۱۶ سالگی توی بیمارستان روانی بود ولی آل مایت به سرپرستی گرفتش و تو سن ۱۶ سالگی به یو ای رفت.
~~~~~~~~~~~~~~
سلام خوشگلای خاله کارلا
اومدم برای معرفی اوسی مای هیروم
~~~~~~~~~~~~~~
اسم:کارلا
فامیلی:هاگاری
سن:۱۶
کوسه:دلقک(توضیح:میتونه چکشش رو تو دستش ظاهر کنه(چکشش به هر سایزی در میاد) و چند تا کارت داره که قدرت های کوچیک مختلف توشه)
شیپ:دکو(ببخشید میدونم یه نفر زودتر از من شیپ اوسیش دکو بود ولی نخریدین شخصیت هارو)
خانواده:
مادر:کشته شده
پدر:کشته شده
خواهر:کشته شده
دوستان:تیکی(اوسی دوستم)،دکو،آشیدو
اخلاق:دختری پر جنب و جوش، برونگرا، ریسکی.
علاقه:دکو،آدامس،دیزی،بوکس،فایت،گورباح،انیمه.
تنفرات:همه برای یکی،کاچان،افسردگی.
تایپ:ENFP
زندگینامه:کارلا دختری ۸ ساله بود که به همراه خواهر ۱۰ سالش کارل، بعد از ازار و اذیت توسط مادر پدرشون، از خونه فرار کردن.
کارل و کارلا در کانکس زندگی میکردن و کارل با کار کردن تو جاهای مختلف، خرج کارلا و خودشو در میاورد.
اون دوتا خواهر بعد از مدتی، با یه پسری به نام میدوریا اشنا شدن و با میدوریا دوست شدن.
کارل متوجه حس بین میدوریا و کارلا شد پلی به روی خودش نیاورد.
روزی، کارلا و کارل و میدوریا داشتن تو پارک بازی میکردن که یهو اژیر خطر به صدا در اومد.
کارلا با ترس از کارل پرسید چیشده که ناگهان همه برای یکی پرید جلوی کارلا و کارل و میدوریا.
کارلا گریه میکرد و پشت کارل قایم شده بود
کارل با کوسه سپر، یه سپر جلوی خودشون درست کرد ولی همه برای یکی سپرو شکست و کارل رو گرفت.
همه برای یکی مشت محکمی به کارل زد و کارل بیهوش شد و همه برای یکی از فرست استفاده کرد و مشتشو کرد تو شکم کارل و از اونور در اومد.
کارلا با یه شک وحشتناک مواجه شد
میدوریا جلوی کارلا وایساده بود تا از مراقبت کنه که یهو قهرمانا رسیدن و ایزاوا، میدوریا و کارلا رو به یه جای امن برد.
بعد از اون روز کارلا با یه اختلال روانی مواجه شد که باعث شد به قتل علاقه پیدا کنه و تونست تو یک ماه ۲۰ بچه هم سن و سال خودشو بکشه.
و توی سن ۹ سالگی به بیمارستان روانی منتقلش کردن ولی توی ۱۱ سالگی بیرون اومد ولی بازم شروع کرد به کشتن انسان و توی یک سال ۱۰۰ نفر کشت و از سن ۱۲ سالگی تا ۱۶ سالگی توی بیمارستان روانی بود ولی آل مایت به سرپرستی گرفتش و تو سن ۱۶ سالگی به یو ای رفت.
- ۲۹۳
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط