من یه مزاحم داشتم، کلی التماس کرد که باهاش دوست. هزار و خ

من یه مزاحم داشتم، کلی التماس کرد که باهاش دوست. هزار و خورده ای هم قسم خورد که به خدا من عاشق واقعیتم. بعد کلی تهدیدم کرد که اگه دوست نشی میام جلو خونتون. منم اصلا جوابشو ندادم. بعد شب اس داد که ببخشید ما به درد هم نمی خوریم، حلالم کنید.
خدایا یعنی هر چی ادمه درگیره شفا بده. امین یا رب العالمین
دیدگاه ها (۹)

سوسک وجیغ بهانه بود!!!دلم آغوشت رامیخاست .....

مـــــژده مـــــژدهمژژژژژژژژژده مژژژژژژژژده !چیه خوو دنبال چ...

به نظر من :این که یه خر آدم رو بوس کنه خیلی بهتر از اینه که ...

کـــادو ولنـــتاینـــت دســـت به دســـت نچـــرخه برســـه دسـ...

حصار گل سرخقسمت هجدهم_چون ترسناکه و خوشم نمیاد.+از چی؟من؟دنی...

خب دیگه گشادی رو بزاریم کنار بریم بنویسیم پارت رو یادم نمیاد...

رمان:تاوقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط