نخست در زمان در او نگرستم

نخست ... دير زماني در او نگريستم
چندان كه چون نظر از وی باز گرفتم
در پيرامون من
همه چيزی
به هيات او در آمده بود .
آن گاه دانستم كه مرا ديگر
از او ...
گريز نيست ... - احمد شاملو
دیدگاه ها (۱۲)

نگذار دیگران نام تو را بدانندهمین زلال چشمانتبرای پچ پچ هزار...

من با استعداد بودم . یعنی هستم .بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه...

خداوندا !تو که باکلامی زمین و آسمان را آفریدیبا کلامی مرا جو...

هفده ساله بودم که در جایی خواندم '' اگر هر روز جوری زندگی كن...

با اینکه میترسم از اینکه چه خواهم نوشت اما فکری بر سرم زد شا...

نمی خواهم رمانتیک باشم یا با حرف ارام کردن را در حرف هایم بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط