وقتی رودخانه

وقتی رودخانه
به راه می افتد از
باران
دریا به سکسکه می افتد
تا
موج سنگین از
گلویش بیرون بپرد
و سنگهای ساحل
سکوتشان
به هم ریزد ...


سکسکه ی دریا
شاعر وحید مداحی

Mehrana
12/1/97
دیدگاه ها (۵۷)

شب نشین رودخانه های مسموم تننگفته ام با تو ز زورق سوراخی که ...

دلم برایتان تنگ بود .... #ویسگون_دوستان_قدیمی

فرار نمیکنم ،پرواز میکنم...، و به انتظار فصل "تو"می مانم .....

از مادری پرسیدند: کدامیک از فرزندان خود را بیشتر دوست داری؟م...

باز از بام جهان، بانگ‌اذان لبریز است مثنوی بار دگر از هیجان ...

چندپارتی از جیمین Prince of the seas ( پرنس دریاها )پارت چها...

شب 🌑شب قبل با تمام وجود تصمیم گرفت رگ دستش را بزند .دنبال دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط