چه سکوتی است میان تو و این حس دلم ...

چه سکوتی است میان تو و این حس دلم ...
من پر از حرفم و تو جذب رویا شده ای ...

من که در عکس تو تکثیر شده اشعارم ...
تو همان شعر منی ، گل ب خرامان شده ای ...

آسمان بغض کند از خم ابروی کمانت ...
اسمان نیست به کارم ، که تو باران شده ای ...

غزلم پیش کش آن خم ابروی تو دوست ...
چو کمانی است ک در تارک اوهان شده ای ...

من مصمم شده ام عاشق عشقت باشم ...
غصه بست است چرا سر به گریبان شده ای ...

من و این دفتر شعرم ، قلمش عشق تو شد ...
تو ببین اخر هر بیت نمایان شده ای..
دیدگاه ها (۱۰)

نمیدانم کدام را راضی کنم "دلی" که میخواهد عاشق باشدیا "عقلی"...

دیر کردی نازنینم کم کَمَک دی میرسدعمر آذر ماه هم دارد به آخر...

ُرک بگویم... از همه رنجیده ام !!!از غریب و آشنا ترسیده ام !!...

ﺳﻼﻡ ﺍﯼ ﻋﺸﻖ ﺩﯾﺮﻭﺯﯼ،ﻣﻨﻢ ﺁﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﯼﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ،ﺑﻪ ﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط