یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

یاد بگذشته به دل ماند و دریغ
نیست یاری که مرا یاد کند

دیده ام خیره به ره ماند و نداد
نامه ای تا دل من شاد کند


فروغ فرخزاد
دیدگاه ها (۲)

آینهزن ها راخوب می فهمدکه تمام غربتشان راپشت رژ قرمزخط چشم ن...

سکوت تواندوه مبهم شب را صدا می زندو منتنهاتر از این عقربه ها...

من از زنانی حرف میزنم که نامشان معادل معجزه استمن از فروغ ها...

یک زنمگرچقدر قدرت دارددر بزند،و کَسیدر رابرایش باز نکند ...ی...

Foroogh Farokhzad

* گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط