بابا بزرگم رو شب بردم دکتر میگه اقای دکتر یه دارویی بهم ب

بابا بزرگم رو شب بردم دکتر میگه اقای دکتر یه دارویی بهم بده دردم ساکت بشه تا فردا برم پیش یه دکتر درست حسابی!





من فقط سقفو نگاه میکردم!
دیدگاه ها (۱)

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 122・⁠]⁠ᕗباید چیکار میکردم؟ د...

پارت ۴

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:77-بزار توضیح بدم بهت!+چه توض...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

برده عمارت جئون

رمان عشق ممنوع

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۷_____________________✨🌝✨__...

پسر بد (59)

ادامه...*ویو نامجون*خوب گند زدی اقای کیمن:ات یه لحظه گوش بده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط