#تکپارتی

#تکپارتی

وقتی خودکشی کرده بودی...


ا/ت ویو
چشمامو باز کردم... رویه تخت بیمارستان بودم که پوزخندی روی لبم نشست... با شنیدن صدایی نگاهمو بهش دادم "وایی بیدار شدی عشقم؟"

با شنیدن کلمه‌ی 'عشقم' ابروهام تو هم رفت
که با صدایی ملیح گفتم:
"عشقم؟ پوزخند* این حرفا از تو بعیده"

که گفت: "من اشتباه کردم ا/ت... لطفا بهم یه فرصت دیگه بده!"

هنوز پوزخند روی لبم بود... با همون پوزخند گفتم: "این بار گولتو نمیخورم!"

که یهو تندو سریع گفت: "فقط بگو چرا اینکارو کردی!"

فهمیدم که قصدش عوض کردن بحث بوده...

پوزخندم بیشتر کش گرفت:
"شاید این یه امتحان بود جئون"

«کاتتت! آفرین هردوتون خیلی خوب بازی کردید، بلندشین تا برای یه سکانس دیگه آماده بشین»
دیدگاه ها (۱۳)

#تکپارتی 'وقتی ولت کرده بود و تو... "ات ویو" روی لبه‌ی ساختم...

300تایی شدنمون مبارک:)

#تکپارتی"ات ویو" _اما استاد... _حرف نباشه.. دیر کردی پس باید...

#سناریو#درخواستی"وقتی چندتا عوضی به تو صدمه زدن و فرار کردن"...

آتیشی که از بارون شروع شدprt23ویوی ا. توقتی به آپارتمان رسید...

سناریو از سایه تا نور پارت۳

مثلث عشقی من پارت ۱۵:ا/ت ویوچجوری آنقدر زود تغییر مود داد؟دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط